النجاة فی الصدق


سایت تخصصی حمید رضا اشراقی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان


حقوق خانواده وقانون امور حسبی



سوال: اگر زن مبتلا به بیماری صرع باشد ویا اینکه حامله نشود آیا در این دو مورد جزء موارد فسخ نکاح می باشد یا خیر؟ جواب: قانون مدنی در ماده 1121 عیوب موجود در زن را که موجب حق فسخ برای مرد می شود احصاء کرده وهر موردی که در این ماده ذکر نشده باشد موجب حق فسخ برای مرد نیست. در این ماده عیوب زن را به 1- قرن 2- جذام 3- برص 4- افضاء 5- زمین گیری 6- نابینایی از هر دو چشم 7-وبه صراحت ماده 1121 قانون مدنی جنون اعلام نموده است واین عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مذبور در حال عقد وجود داشته باشد. ودر فرض سوال شما بیماری صرع وحامله نشدن زن از جمله موارد فسخ نمی باشد.ولی اگر پزشک بیماری صرع را نوعی جنون به شمار آورد شماتحت عنوان جنون می توانید اقدام به فسخ نکاح کنید اما اغلب پزشکان صرع را جنون نمی دانند . ولی در هر حال مرد حق طلاق دادن زن خود را دارا می باشد. سوال : آیا شوهر می تواند زن خود را از اشتغال به کار منع کند واگر این اجازه را دارد به چه شرطی می تواند منع کند وآیا زن هم می تواند مانع اشتغال شوهر به کار خاصی شود؟لطفا استنادات قانونی را دقیقا ذکر کنید. جواب : آری شوهر می تواند به استناد ماده 1117 قانون مدنی زن خود را از حرفه ویا صنعتی که به منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند. ملاک منع از کار زن فقط : مصالح خانوادگی ویا حیثیات زوج وزوجه است نه امور دیگر. واما در پاسخ به این سوال شما که آیا زن هم می تواند شوهر خود را از اشتغال به شغل خاصی منع کند باید گفت به استناد ماده 18 قانون حمایت خانواده مصوب 15 بهمن ماه 1353 در قسمت اول ماده همین مقررات ماده 1117 قانون مدنی راآورده ودر قسمت اخیر خود می گوید زن نیز می تواند از دادگاه چنین تقاضایی زا بنماید. دادگاه در صورتی که اختلالی در امر معیشت خانواده ایجاد نشود مرد را از اشتغال به شغل مذکور منع می کند. ولی در حال حاضر این ماده قانونی نسخ شده است. سوال : نفقه از دیدگاه قانون گذار شامل چه مواردی است وآیا هزینه زایمان نفقه محسوب می شود یا خیر؟ جواب : مطابق ماده 1107 قانون مدنی اصلاحی 19/8/1381 نفقه عبارت است از نیاز های متعارف ومتناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ،البسه ،غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی وبهداشتی وخادم در صورت عادت با احتیاج به واسطه نقصان یا مرض. ولی تعدادی از فقها عرف را ضابطه تشخیص نفقه دانسته اند... ولی در هر حال تردیدی نیست که مخارج زایمان از نظر عرف جزء نفقه محسوب می شود ومی توان در قالب هزینه های درمانی وبهداشتی آن را گنجاند. سوال : مدتی است دختری 19 ساله به عقد خود درآورده ام ولی او تحت هیچ شرایطی حاظر به تمکین نیست ومی گوید باید کل مهریه ام را بدهی تاتمکین کنم . آیا حرف او قانونی است ؟آیا نصف مهریه را بدهم صحیح است یا کل مهریه ؟ واگر نفقه او را نپردازم او حقی دارد در حالی که حاضر به ایفای وظیفه زوجیت نیست؟ جواب : برادر گرامی قانون گذار درماده 1085 قانون مدنی حکم خاصی دارد که در بین حقوق دانان به حق حبس مشهور است این ماده می گوید : زن می تواند تا مهریه او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر این که مهر او حال باشد واین امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود . در پاسخ به سوال شما : 1- زن می تواند تا کل مهریه را نگرفته تمکین نکند واگر کل مهریه را گرفت وتمکین نکرد وکار شما به جدایی کشید باید نصف مهریه را به شما برگرداند ونصف مهریه ناظر بر طلاق است وضمنا شما مکلف به پرداخت نفقه هستید وعدم تمکین زن در این مورد خاص موجب اثبات نافرمانی زن وسقوط نفقه او نمی شود ولی اگر شما در این حالت نفقه وی را پرداخت نکردید فقط از لحاظ مدنی وپرداخت نفقه گذشته (معوقه)محکوم می شوید ومطابق رأی وحدت رویه شماره 633 مورخ 14/2/78 : بعلت عدم پرداخت نفقه به استناد ماده 642 قانون مجازات اسلامی مسئولیت کیفری ندارید. سوال: مهریه را چگونه به نرخ روز تبدیل می کنند لطفا فرمول محاسبه آن را توضیح دهید واستناد قانونی را نیز ذکر نمایید وبفرمایید که من که در سال 1348 با مهریه یکصد هزار تومان به عقد درآمده ام اگر اکنون که در سال 1382 است بخواهم مهریه ام را اخذ نمایم چه مبلغی مهریه من به نرخ روز است ؟ جواب : به استناد تبصره الحاقی به ماده 1082 قانون مدنی مورخ 29/4/76 چنانچه مهریه به وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد ومحاسبه وپرداخت خواهد شدمگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند. خواهر گرامی شما باید جدول شاخص قیمت سالانه از بانک مرکزی را داشته باشید تا از جدول موصوف شاخص سال عقد وعدد شاخص در آخرین سال را اخذ کنید ودر فرمول ذیل قرار دهید. نرخ تورم سال قبل از وصول ÷ نرخ تورم سال وقوع عقد ×میزال مهریه =مبلغ قابل پرداخت درسوال شما که عقد شما 1348 ومبلغ مهریه شما یکصد هزار تومان وسال وصول آن 1382 می باشد مهریه شما به نرخ روز مبلغ 000/960/203 ریال می باشد. سوال : دختری هستم 24 ساله دانشجوی پزشکی مدتی است با پسری که پزشک است به خواستگاریم آمده با وجود این که ما با هم به تفاهم رسیده ایم اما پدرم بدون هیج دلیلی موجه ای مخالفت می کند وشما فقط یک راه دارید با پسر عمه ات ازدواج ،درحالی در حالی که با او تناسب سنی ،تحصیلی واخلاقی ندارم مرا راهنمایی کنید که آیا قانون مرا حمایت می کند ؟ وچگونه ؟ جواب : خواهر گرامی حرمت پدر برشما واجب است اما اگر پدر ویا جد پدر شما بدون هیچ دلیل موجه ای از دادن اذن به شما مضایقه کند قانون گذار چنین اذنی را ساقط می کند وشما برای ثبت واقعه نکاح خود می بایست دادخواستی را به طرفیت پدر به دادگاه مدنی خاص (خانواده ) شهر خود به خواسته اسقاط اذن پدر وصدور حکم مبنی بر اجازه ازدواج از دادگاه وبه شرح متنی که در آن مشخصات کامل فردی ،اجتماعی ،شغلی ،خانوادگی مردی را که می خواهید با وی ازدواج کنید وشرایط نکاح ومهری که بین شما توافق شده به دادگاه تقدیم کنید ودادگاه مدنی خاص پس از رسیدگی واحراز ادعای شما وبا رعایت مصلحت شما اذن پدر یا پدری را اسقاط وبه شما اجازه ثبت نکاح ومراجعه به دفتر خانه می نماید . و دفتر خانه ازدواج بدون اثبات ادعای شما در دادگاه مدنی خاص حق ثبت ندارد. سوال: آیا محدودیت سنی برای ازدواج وجود دارد واگر محدودیت هست دردختر وپسر چه سنی ملاک است واگر پایین تر از سن مورد نظر قانون گذار باشد راهی برای ثبت ازدواج وجود دارد با خیر ؟ جواب : آری برای دختر قبل از پانزده سالگی وبرای پسر قبل از هجده سالگی نکاح ممنوع بود ولی اصلاحاتی که در ماده 1041 قانون مدنی در سال 1381 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت گرفت عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی وپسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح. سوال : اگر پسری به خواستگاری دختری برود وپس از به تفاهم رسیدن آنها برای آزمایش خون بروند ودکتر به دختر بگوید شما به مدت 10یا 20روزی بایست قرص آهن ویا قرص ...مصرف کنید وپسر با وجود اصرار اولیه دیگر سراغ دختر نیاید وبرود زن بگیرد در حالی که همه فامیل وهمسایگان این موضوع را می دانند سوالم این است که چگونه می توان بااین پسر برخورد قانونی کرد ؟ جواب : در فرض سوال شما این گونه مستفاد است که هنوز عقدی فی مابین دختر وپسر منعقد نشده است پس پسر فقط وعده به ازدواج بااین دختر راداده است ومطابق ماده 1035 قانون مدنی وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی کند اگر چه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد بنابراین هر یک از زن ومرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می تواند از وصلت امتناع کند وطرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده ویا از جهت صرف امتناع از وصلت ،مطالبه خسارتی کند. سوال : اگر مدت 20سال از فوت متوفی بگذرد وورثه تقاضای تقسیم ترکه نکرده باشند آیا اکنون می توانند این تقاضا را بکند یا خیر به استناد چه قانونی ؟ جواب : آری هر وقت بخواهید می توانید درخواست تقسیم ترکه را بنمائید چرا که ماده 302 قانون امور حبسی مقرر می دارد (نسبت به درخواست تقسیم مرور زمان جاری نیست وکسانی که ذیحق درخواست تقسیم هستند همه وقت می توانند این درخواست را بنمایند) سوال : آیا وصیت نامه ای که بر روی یک کاغذ معمولی نوشته شده معتبر است وبا توجه به این که چند شاهد زیر این وصیت نامه را امضاء کرده اند آیا این وصیت نامه رسمی است وتوضیح دهید که چند نوع وصیت نامه داریم وکدام معتبر است ؟ جواب : به استناد مواد 276 قانون امور حبسی وصیت نامه بر سه قسم است : 1-وصیت رسمی :که ترتیب تنظیم این وصیت نامه رسمی واعتبار آن به طوری است که برای اسناد تنظیم شده در دفاتر اسناد رسمی مقرر است .همان طور که اسناد وکالتنامه – صلحنامه – بیع نامه – اقرار نامه – شرکت نامه ودر دفتر خانه اسناد رسمی ... تنظیم می شود . 2-وصیت نامه خود نوشت : به وصیت نامه ای اطلاق می شود که از اول تا آخر آن به خط وصیت کننده نوشته شده باشد ودارای امضاء او نیز باشد. 3-وصیت نامه سری: به وصیت نامه ای اطلاق می شود که ممکن است به خط وصیت کننده برسد وبه ترتیبی که برای امانت اسناد در قانون ثبت اسناد مقرر گردیده در اداره ثبت اقامتگاه وصیت کننده یا محل دیگری که وزارت دادگستری معین می کند امانت گذارده می شود وکسی که سواد ندارد نمی تواند به ترتیب سری وصیت نماید . پس با توجه به شرح فوق پاسخ سوالات شما روشن است وصیت نامه مورد سوال شما یک وصیت نامه خود نوشت است وشهود نمی توانند ماهیت این وصیت را به رسمی تغییر بدهد. سوال: اگر شخصی بیمرد که به افراد زیادی بدهکار باشد وورثه وی بخواهند قبل از تقسیم ارث دیون وی را بپردازند این دیون چگونه تقسیم می شود به چه دلیلی وچگونه افرادی را بر دیگری ترجیح می دهند؟ جواب : مطابق ماده 226 قانون امور حبسی بستانکاران به ترتیب زیر هر یک به ترتیب حق تقدم بردیگران دارند: طبقه اول: الف )حقوق خدمه خانه برای مدت سال آخر قبل از فوت . ب)حقوق خدمتکاران بنگاه متوفی برای مدت شش ماه قبل از فوت . ج)دستمزد کارگراین که روزانه یا هفتگی مزدی میگیرد برای مدت سه ماه قبل از فوت. طبقه دوم: طلب اشخاصی که مال آنها به عنوان ولایت یا قیومت تحت اداره متوفی بوده نسبت به میزانی که متوفی از جهت ولایت ویا قیمومت مدیون شده است. این نوع طلب در صورتی دارای حق تقدم خواهد بود که موت در دوره قیمومت یا ولایت ویا درظرف یک سال بعد از آن واقع شده باشد. طبقه سوم : طلب پزشک ودارو فروش ومطالباتی که به مصرف مداوای متوفی وخانواده اش در ظرف یک سال قبل از فوت رسیده است. طبقه چهارم: الف )نفقه زن مطابق ماده 1206 قاون مدنی. ب) مهریه زن تا میزان ده هزار ریال طبقه پنچم: سایر بستانکاران سوال: آیا بعد از تحریر ترکه رد درخواست مهر وموم قانونی است به چه استنادی؟ جواب : به استناد ماده 192 قانون امور حبسی (بعد از تحریر ترکه درخواست مهروموم پذیرفته نمی شود واگر در اثناء تحریر ترکه درخواست مهرو موم بشود فقط آن مقداری که تحریر نشده است مهر وموم می گردد) پس رد درخواست مهروموم بعد از تحریر ترکه به استناد ماده 192 قانون امور حبسی قانونی است. توضیح : مقصود از تحریر ترکه که تعیین مقدار ترکه ودیون متوفی است ودر خواست تحریر ترکه که از ورثه یا نماینده قانونی آنها ووصی برای اداره اموال پذیرفته می شود.(مواد 206 و207 قانون امور حبسی) سوال: چه اشخاصی می توانند از دادگاه تقاضای مهروموم ترکه را کنند؟ جواب : 1-هریک از ورثه متوفی یا نماینده قانونی آنها (منظور از نماینده قانونی اعم از نماینده به معنی خاص از قبیل ولی یا قیم ویا نماینده قراردادی از قبیل وکیل می باشد) 2-کسی که به نفع وی وصیت شده درصورتی که وصیت به جزء مشاع شده باشد. 3-طلبکار متوفی که طلب او مستندبه سند رسمی با حکم قطعی باشد به مقدار طلب ،درصورتی که در قبال طلب ،رهن نبوده وترتیب دیگری هم برای تامین طلب نشده باشد. 4-کسی که از طرف متوفی به عنوان وصایت معین شده باشد. سوال: در امور راجع به ترکه چه دادگاهی صالح است؟ جواب : از تلفیق مواد 163و164و165 قانون امور حبسی مستفاد می شود که رسیدگی راجع به ترکه با دادگاهی می باشد که آخرین اقامتگاه متوفی در ایران در حوزه آن دادگاه بوده واگر متوفی در ایران اقامتگاه نداشته باشد با دادگاهی است که آخرین محل سکنای متوفی درحوزه آن دادگاه بوده است وهرگاه در ایران اقامتگاه یا محل سکنی نداشته باشد دادگاهی صالح است که ترکه در آنجا واقع شده اگر ترکه در جاهای مختلف باشند دادگاهی که مال غیر منقول در حوزه آن واقع است صلاحیت خواهد داشت واگر مال غیر منقول در حوزه های متعدد باشد صلاحیت با دادگاهی است که قبلا شروع به اقدام کرده هرگاه تمام یا قسمتی از اموال متوفی در حوزه دادگاهی غیر از دادگاهی که مطابق مواد فوق صالح است باشد دادگاهی که اموال در حوزه آن دادگاه است اقدامات راجع به حفظ اموال متوفی از قبیل مهروموم به عمل آورده رونوشت صورت مجلس عملیات خود را به دادگاهی که برای رسیدگی صالح است می فرستد. مهریه سوال: زوجه بخشی از مهریه خود را اجرا می گذارد وبعد از صدور حکم واجرائیه بخش دیگری از مهریه رااجرا گذاشته زوج نسبت به قسمت اول مهریه دادخواست اعسار می دهد وحکم صادر می گردد، آیا هنگامی که برای قسمت دوم مهریه حکم اعسارصادر می شود ،این حکم بعد از پرداخت اقساط مهریه اول موثر است یااین که دو حکم اعسار بر یکدیگر مرتبط است؟ جواب :چنانچه درهر دو حکم اعسار از پرداخت مهریه به صورت اقساط مقرر شده باشد شروع اجرای اقساط حکم دوم منوط به خاتمه اقساط حکم اول می باشد. ملاقات طفل: سوال: دادگاه درخصوص ملاقات طفل براساس ماده 1174 قانون مدنی درهر ماه 24 ساعت ملاقات تعیین نموده است وبعد از یک ماه دراین امر تجدید نظر نموده وبا توجه به دادخواست جدید پدر ،این ملاقات را به 6 روز درماه تبدیل نموده است. 1-آیا ملاقات بدین معنی است که 6 روز در ماه طفل دراختیار پدرباشد؟ 2-آیا دادگاه می توانسته حکمی صادر کند واین منافاتی با اعتبار امر قضاوت شده ندارد؟ 3-آیا حکم دادگاه درخصوص تغییر نوبت ملاقات قابل اعتراض است یا خیر؟ 4-درصورت قطعی اعلام شدن حکم ،محکوم علیه چه اقدامی می تواند انجام دهد؟ جواب : 1-تشخیص این ملاقات هریک از والدین با طفل چه مدت باشد با خود دادگاه بوده که برحسب ضرورت واوضال واحوال قضیه مدت ملاقات رادر هر هفته یا ماه تعیین می نماید. 2-دادگاه درتمام اوقات حق دارد ومجاز می باشد که راجع به سرپرستی وچگونگی اداره امور اطفال تحت حضانت برحسب ضرورت تصمیمات لازم را اتخاذ نمایدودر مورد اطفال تصمیمات دادگاه فاقد اعتبار امر قضاوت شده می باشدودر نتیجه برحسب ضرورت دادگاه می تواندحتی تصمیمات مغایربا تصمیمات سابق اتخاذ نماید. 3-آرای دادگاه درخصوص چگونگی ملاقات هر یک از پدر یا مادر اقربای طبقه طبقه اول غایب یا متوفی با اطفال قطعی وغیر قابل تجدید نظر دردادگاه تجدید نظر استان می باشد. 4-چنانکه هریک از والدین تغییر درتصمیمات دادگاه را درباره اطفال لازم بداند باید مراتب امروضرورت قضیه را به دادگاه اعلام واز دادگاه تغییر تصمیمات را در خصوص مورد خواستار شود. تقسیم ترکه : سوال: برای تقسیم ترکه بین وارث چه تشریفاتی باید رعایت شود؟ جواب :اولا وارث باید با تقدیم دادخواست صدور گواهی حصر وراثت به دادگاه حقوقی محل آخرین اقامتگاه متوفی از دادگاه مذکور گواهی انحصار وراثت دریافت نمایند. ثانیا درصورت عدم تراضی در تقسیمات ارث وهم چنین در صورتی که صغیر یا سفیه یا مجنونی جزووارث باشد لزوما امر تقسیم به عهده دادگاه است .یعنی ورثه ای که متقاضی تقسیم ترکه هستند بایستی دادخواست تقسیم ترکه به طرفیت الباقی وارث در دادگاه حقوقی محل اقامه نمایند. ثالثا علی الاصول تقسیم ترکه بعد از پرداخت دیون واخراج مورد وصیت تا میزان ثلث انجام می شود وپرداخت دیون مقدم بر تقسیم ترکه بین وارث است واین خود موید لزوم دادن مالیات ودرخواست گواهی حصر وارثت است. مبحث خانواده – مهریه سوال : در راستای اجرای مهریه ،خانه ای توقیف می شود وصاحب خانه مبلغ مهریه رادر صندوق دادگستری تودیع وخانه را می فروشد.حال آیا می توان قبل از رسیدگی به مساله طلاق مبلغ مندرج در سند ازدواج را که در صندوق دادگستری است وصول نمود؟درصورتی که این امکان وجود داشته باشد وقاضی در این خصوص حکم ندادچه می توان کرد ؟ جواب : برابر ماده 1082 قانون مدنی به مجرد عقد ،زن مالک مهر می شود ومی توان هر نوع تصرفی که بخواهد درآن بنماید وچنانچه مبلغی را که در صندوق دادگستری تودیع شده بابت محکومیت زوج به پرداخت مهریه باشد قبل از رسیدگی به مساله طلاق قابل وصول است واگر قاضی به وظیفه قانونی خویش پس از درخواست کتبی شما عملی ننماید موضوع در دادسرای انتظامی قضات قابل طرح است. طلاق سوال : درصورتی که مرد دادخواست طلاق بدهدوحکم طلاق صادر شده باشد ،آیا حکم طلاق قبل از پرداخت مهریه ونفقه قابل اجرا است یا اینکه بایستی ابتدا نفقه ومهریه پرداخت شود ؟آیا هنگام طلاق باید زن حضور داشته باشد؟ جواب :باید قبل از اجرای صیغه طلاق نفقه ومهریه پرداخت شود وسپس حکم اجرا شود .طبق ماده واحده 11/8/76 مجلس شورای اسلامی گواهی صادره از مراجع قضایی در خصوص عدم امکان سارش بین زن ومرد ،چنانچه ظرف مدت سه ماه از تاریخ ابلاغ به دفتر ثبت طلاق آم گواهی تسلیم نشود لذا اعتبار آن ساقط خواهد بود.در صورت امتناع زوج از حضور واجرای طلاق ،دفتر مراتب را تایید وبه دادگاه صادرکننده گواهی اعلام می دارد. دادگاه به در خواست زوجه ،زوج را احضار ودر صورت امتناع از حضور در دادگاه با رعایت جهات شرعی صیغه طلاق را جاری ودستور ثبت واعلام آن را به دفتر ثبت طلاق صادر می کند. با توجه به این که طلاق در اختیار مرد می باشد در هر مرحله از مراحل رسیدگی ویا اجرا می تواند از تصمیم خود منصرف شود.چنانچه زن جهت اجرای صیغه طلاق در دفتر خانه حضور نیابد با رعایت موازین شرعی می توان نسبت به طلاق وی اقدام نمود. حضانت سوال: شوهر خانمی در قید حیات می باشد ومی خواهد در زمان حیات خود به همسرش وکالت بدهد که بعد از فوتش نگهداری بچه ها را به ایشان واگذار کند .آیا این وکالت قانونی است؟آیا زوجه می تواند براساس این وکالت نامه نگهداری بچه هایش را بعداز فوت همسرش به عهده بگیرد؟به چه قانونی می توان استناد کرد؟ جواب :حسب ماده 1172 قانون مدنی درصورت فوت احدی از والدین حضانت اطفال باآن کسی که زنده است ،می باشد واین موضوع در احکام آمده است که شرط خلاف آن نمی توان کرد واحتیاجی به اعطای وکالت نیست. خانواده – مهریه سوال: در صورتی که در عقد نکاح برای پرداخت مهریه مدت معینی شرط شود ،آیا عدم پرداخت مهریه در مهلت مقرر باعث باطل شدن عقد نکاح می گردد؟آیا عدم پرداخت وتادیه مهریه می توان مدت تعیین نمود؟ جواب : مطابق ماده 1081 ق.م اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهریه در مدت معین نکاح باطل خواهد بود ،نکاح ومهر صحیح ولی شرط باطل است. لذا گنجاندن این شرط از دلایل باطل شدن نکاح نخواهد بود. -مطابق ماده 1082 ق .م به مجرد عقد ،زن مالک مهر می شود ومی تواند هر تصرفی که بخواهد در آن بنمایدومطابق ماده 1083 ق. م برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساط قرار داد. منع اشتغال زوجه توسط زوج سوال: آگر زوجه بدون اجازه زوج اقدام به اشتغال به کار نماید ،آیا زوج می تواند زوجه رااز اشتغال به کار منع کند؟ جواب : مطابق ماده 1117 قانون مدنی شوهد می تواند زن خود رااز حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یاحیثیات خود یا زن باشد منع کند. زوج براین اساس می تواند مانع از به سرکار رفتن زوجه شود والبته باید دردادگاه ثابت نماید که شغل زوجه منافی حیثیت خانوادگی وی است. بنابراین دادگاه دراین مورد تصمیم میگیرد وزوج نمی تواند بدون تصمیم دادگاه مانع از استغال به کار زوجه باشد. حضانت سوال:ضمن صدور حکم طلاق ،حضانت فرزند برعهده مادر وی قرار داده شده است .آیا مادر میتواند قبل از صدور حکم طلاق ویا پس از آن ،حق حضانت خود را ساقط نموده ویااین حق را به کسی دیگر واگذار نماید؟ جواب : مطابق ماده 1168 ق.م نگهداری اطفال هم حق وهم تکلیف ابوین می باشد.بنابراین مادری که حضانت فرزند با وی می باشد،حق واگذاری این حضانت را به دیگری ندارد. از طرف دیگر با توجه به ماده 959ق.م که مقررنموده (هیچکس حق ندارد به طور کلی حق تمتع ویا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب نماید.)بنابراین حق حضانت از حقوق تمتع بوده واز طرف صاحب حق قابل اسقاط نمی باشد. مطالبه مهریه از سهم الارث سوال: خانمی در سال 1357 ازدواج نموده ومبلغ 100هزار تومان مهریه در سند ازدواج مقررگردیده است.در سال 1376شوهر ایشان فوت می نماید.دراسل 1381 زوجه اقدام به مطالبه مهریه خودمینماید.مطالبه ومیزان مهریه ،وصول آن ،چگونه صورت می پذیرد. جواب: با توجه به ماده 1082ق.م به مجرد عقد (نکاح) زن مالک مهر می شود ومی تواند هر نوع تصرفی که بخواهد درآن انجام دهد.بنابراین با فوت شوهر نیز این دین از بین نرفته وبه باقیمانده اموال (ماترک)زوج تعلق میگیرد. بنابراین زوجه می تواند با اقامه دعوی علیه وراث مهریه خود را مطالبه نماید واز ترکه متوفی وصول کند. میزان مهریه نیز با توجه به تغییر شاخص قیمت محاسبه می گردد.بدین صورت که توسط شاخص بها در زمان فوت شوهر را تقسیم به متوسط شاخص بها در سال وقوع عقد نموده،درمیزان مهریه ضرب می نماییم،وجه حاصله مهریه قابل وصول می باشد. در سوال مذکور (متوسط شاخص بهای سال فوت )2/538 و(متوسط شاخص بهای سال عقد )9/13 می باشد. بنابراین مهریه قابل مطالبه ایشان که صد هزار تومان بوده است به سه میلیون وهشتصدهزار ریال رسیده .ولی شایان ذکر است ،مبنای محاسبه مذکور زمانی است که زوجین در حین اجرای عقد در خصوص محاسبه وپرداخت مهریه وجه رایج به نحو دیگری تراضی ننموده باشد. ازدواج مجدد سوال : شخصی دارای زن وفرزند می باشد اما در اثنای زندگی مشترک با همسر خود با دختری ازدواج مجدد می کند. قابل ذکر است که این ازدواج بدون اطلاع وآگاهی همسر اول انجام می گیرد ولذا شوهر برای این که همسر سابق ایشان از ازدواج مجدد ایشان مطلع نشود اسم همسر دوم را وارد شناسنامه خود نمی کند. اما اسم ایشان در شناسنامه زن دوم وارد شده وعقد نامه هم دارد. الان از زن دوم نیز دارای فرزندی شده است : حال سوال این است که اولا: آیا ازدواج مجدد ایشان قانونی بوده یا خیر؟ثانیا با توجه به این که در شناسنامه شوهر اسم همسر وارد نشده می توان برای فرزند تولد یافته شناسنامه گرفت یا خیر؟اگر بتواند به نام چه کسی ؟ جواب : در رابطه با سوال اول باید گفت: اگر همسر دوم خالی از موانع نکاح بوده باشد برطبق قانون مدنی ورعایت مادتین 1034و1043 قانون مدنی می توان خواستگاری کرد. بنابراین اگر این شرط در زن دوم باشد ازدواج دوم شوهر بلااشکال بوده است. اما به علت عدم ثبت آن در شناسنامه شوهر ،سردفتر ازدواج برطبق آیین نامه قانون ثبت مرتکب تقصیر شده که قابل پیگیری از سوی شاکی (همسر اول) می باشد. البته قابل ذکر است که برای همسر اول براساس شروط ضمن عقدنامه باامضاء آن ،همسر اول حق طلاق خواهد داشت. امادر رابطه با سوال دوم : بله می توان برای فرزند شناسنامه گرفت با توجه به عقد نامه می توان برای طفل شناسنامه ای گرفت که در عقدنامه زن ومردی ،زوجین معرفی شده اند. مطالبه اجرت المثل ونحله زوجیه پس از وفات سوال: آیا زوجه پس از فوت می تواند اجرا ت المثل ونحله ایام زوجیه رااز ترک زوج دریافت نماید؟ جواب : با توجه به ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371 در زمانی که مرد زوجه خود را طلاق می دهد تحت حصول شرایطی ،اجرات المثل ویا نحله به زوجه تعلق می گیرد. بنابراین با فوت شوهر اجرات المثل ونحله به زوجه تعلق نمی گیرد تا بتواند همانند مهریه از ترک زوج وصول نماید.