النجاة فی الصدق


سایت تخصصی حمید رضا اشراقی وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی کانون وکلای دادگستری منطقه اصفهان


انسان و کرامت او از نظر شرع


يکي از مسا يلي که امروزه مورد انتقاد مکاتيب عرفي ليبرال، قرار دارد. احکام مجازات اسلامي در باره اي مرتد است .مجازات بد ني مرتد را مخالف کرامت انساني ودر تضاد با آزادي تفکر وعقيده مي‌دانند وبه خصوص حکم تاريخي حضرت امام خميني درمورد سلمان رشدي مرتد را، مخالف کرامت انساني مي پندارند وآن را حمله بر حقوق بنيادين بشر مي نامند بنا بر اين مناسب است که مساله احکام مجازات اسلامي در مورد مرتد از منظر،فقه وحقوق بررسي ورابطه آن باکرامت انساني تبين گرد د

پرسش اصلي که در پي پاسخ آن هستيم ،اين است که آيااحکام مجازات اسلامي درباره اي مرتد مخالف ود ر تضاد با کرامت انساني نيست؟ چون از لازمه ای کرامت انساني آزادي د ر تفکر وعقيده است.

مفاهيم وواژه شناسي:

ارتداد در لغت: به معناي بازگشت ورجوع است

د ر مفردات الفاظ قرآن راغب اصفهاني مي نويسد:ارتداد وردة رجوع وبازگشت است.وبازگشت به راهي است که شخص آن راپيموده است.منتها رده تنها د ر مورد کفر به کار مي رود وا ر تداد د ر مورد کفر وغيرآن در جاي ديگر مي نويسد:ارتداد بازگشت بسوي کفر .

ارتداد د ر ا صطلاح فقه:

ارتداد در فقه وکلام به صطلاح فقهاء معناي بازگشت از د ين است مر حوم محقق حلي در تعريف مر تد مي نويسد:«اوکسي است که پس از اسلام کافر شده باشد» امام خميني در تحرير الوسيله نيز تعريفي مانند تعريف محقق حلي ارايه مي دهد ومي نويسد:«مرتد کسي است که از اسلام خارج شده وکفر را اختيارنمايد»

يکي از حقوق دانان اهل سنت مرتد را اينگونه تعريف مي کنند:«ارتداد رجوع از اسلام است. يا قطع از اسلام است»

د يگري مي نويسد:« اوکسي است که از دين اسلام به کفر رجوع کرده است»

به بيان د يگر مرتد عبارت است از کافر شد ن مسلمان، که اسلام او به شها د تين ازروي اختيار وپس از آگاهي بر دعايم وار کان اسلام والتزام به احکام آن باشد اين اظهار يا به گفتار صريح وروشن باشد يا د ر کرداري، که مستلزم آشکار کفر باشد مانند بي احترامي به قرآن کريم...

در اين تعريف اسباب خروج از د ين را نيز تبين نموده است که اين خروج يا بوسليه قول است يا بوسيله فعلي که از لازمه آن فعل ، کفرفاعل باشد. درجاي د يگر نيت مجرمانه را نيز جرم دانسته مي نويسد:شرعا رجوع از د ين اسلام بسوي کفر، فرق نمي کند رجوع با فعل با شد يا به قول باشد يا با نيت باشد وفرق نمي کند گفتار ازروي استهزا باشد، عناد ودشمني باشد ياازروي اعتقاد

همانگونه که ملاحظه مي شود فقهاء وحقوق دانان شيعه واهل سنت در تعريف مفهومي ،مرتد اشتراک نظر دارند وهر دوگروه مذهبي ارتداد را به معناي خروج از دين اسلام مي دانند کسانيکه از اسلام به کفر رجوع نمايند مرتد محسوب مي شود واحکام مجازات اسلامي مربوط به مر تد بر آنان تطبيق خواهد شد ومعنای اصطلاحی مرتد نزدیک به معنای لغوی آن است.

موجبات ا ر تداد:

کفر پس از ایما ن به موجب نص قرآ ن کریم ا رتدا د محسوب می شود « من یرتد منکم عن د ینه فیمت وهو کافر فا وءلک حبطت اعمالهم فی الد نیا والاخرة واو لک اصحا ب ا لنا ر هم فیها خا لد ون. 0 بقره/217

« هر آن، فردی ا ز شما که ا ز د ین خود بر گرد د ود ر حا ل کفر بمیرد، پس اعما لش در د نیا وآ خرت تباه می گر د د وآ ن ها یاران آ تش ود رآن جا ویدا ن هستند»

کفر پس از ايمان به خدا وارتداد ا ز سه راه محقق مي شود.:

الف)نيت مجرمانه يعني کسي اگر نيت کند که از اسلام بر گردد وبه خداوند متعال کفر ورزد مرتد محسوب مي‌شود

ب)گفتار مجرمانه يعني اگر کسي در گفتار خدا را منکرشود مرتد ميشود

ج)رفتار مجرمانه اگر کسي با انجام يک عده کارهاي که بر خلاف ضروريات د ين است عملا در صدد انکار آن بر آيد مرتد محسوب ميشود

شهيد اول در بيان موجبات ار تداد اين چنين مي نويسد: مرتد کسي است که بعد از اسلام دوباره کافر شود...کفر یا به نیت است. یا بفعل وگفتار است مانند نفی صانع لفظا وتکذیب رسل... ومانند انداختن قرآن یا بعضی قرآن در در مزبله دیگری می نویسد: که با زبان اقرار نمايد به خروج از اسلام قطع ارتباط به اسلام کند یا ببعضی انواع کفر ، فرق نمی کند د ر مقام نفی ضروری دین باشد یا در مقام اثبات چیزیکه ازدین نیست یا کارهای انجام دهد مانند سجده بر شمس وبت وانداختن قرآن کریم در مذبله...

مصداق مرتد: در مورد مصداق خارجي وتحقق عيني مر تد بايد گفت:مرتد به کساني گفته ميشود که گفتار ، کرداري از ايشان صاد رشود که نشان گر انکار اصل دين يا اصلي از اصول دين مانند توحيد، نبوت ومعاد باشد وياشخص يکي از ضروريات دين را مانند وجوب نماز، وجوب حج منکر گرد د که اين انکار منجر به تکذ يب توحيد يا رسالت پيامبر اعظم(ص) گردد در اين صورت ار تداد حاصل مي شود

البته انکار ضروري دين در صورتي موجب ار تداد ميشود که شخص منکر، به پيامد انکار خود علم وآگاهي داشته باشد باعلم وعمد در صد د انکار برآن آيد بنا بر اين مسلمانان نا آگاه به مسايل اسلامي، مانند تازه مسلمانان ياکساني که در محيط هاي غير اسلامي ويا کشور هاي اسلامي نا آشنا به مسايل اسلامي زندگي مي کنند اگر منکر ضروري اسلام شوند مر تد شمرده نميشود

اقسام مرتد:

الف) مرتد فطري: کسي است که از پدر وماد ر مسلمان زاييده شده وپس از گرايش به اسلام بعد ازبلوغ به کفر ويا مذهبي غير اسلام گرايش نموده باشد

ب) مرتد ملي کسي است که از پدر ومادر غير مسلمان متولد وپس از گرايش به اسلام دو باره کافر شده است.

مجازات ارتداد در نظام کيفري اسلام:

بعد از تبين موضوع مرتد وبيان اقسام ا رتداد وکيفيت تحقق ارتداد حالا بايد حکم شرعي مترتيب بر ارتداد را بررسي کرد گرچه ارتداد به عنوان يک موضوع حکم شرعي، داراي احکام گوناگون ومتفاوت مي باشد در بخش عبا دات ومعلامات وامور اقتصادي احکام خاصی، خود را دارد که د ر اين تحقيق مورد نظر ، نمي باشد ولي آنچه مورد نظر است. احکام مجا زات اسلامي ،بويژه کفير اعدام مرتد است که از لحاظ فقه جزا مورد تحقيق قرار گرفته ورابطه آن با کرامت انساني بررسي وبه شبهات وارده پاسخ داده خواهد شد گرچه مجازات هاي ديگري مانند رفع آثار شرعي مالکيت، انتقال اموال بورثه ورفع آثار زوجيت وفاصله گرفتن همسر نيز ار احکام جزايي مرتد است ولي فقط روي احکام اعدام، مرتد متمرکز مي شويم ورابطه آن را با کرامت انساني بررسي مي نمايم.

مرتد فطري اگر مرد باشد مجازات اش اعدام است وتوبه وي پزيرفته نمي شود در فقه شيعه به محض اثبات ارتداد، شخص مرتد به قتل مي رسد. اين قول مشهور فقهاي شيعه است که مرحوم صاحب جواهر پس از نقل قول مصنف-محقق د ر شرايع- ادعاي عد م خلاف قابل توجهي کرده است، بلکه هرد و قسم اجماع( محصل ومنقول) نيز در اين زمينه بين مسلمين وجود دارد وتوبه اي وي پزيرفته نمي شود ودر مجازات اش اثر ندارد واگرزن با شد درحبس ابد قرار داده مي شود ودر هنگام نماز با شلاق تاديب مي شود ودر امور معيشتي بر او سخت گيري ميشود تازماني که توبة کند يا بيميرد.

ولي اگر مرتد ملي باشد تا سه روز بر وي مهلت داده مي شو.د ودرصورت خودداري از توبه وپذيرش مجدد اسلام به اعدام محکوم مي گردد واگر مرتد ملي زن باشد همان حکم مرتد فطري، در مورد وي نيز جاري ميگردد

مستندات شرعی مجازات مرتد:

در حکم مجازات مرتد فطري محمد بن مسلم روايتي را ازامام باقر (ع) به اين مضمون روايت مي کند: محمد بن مسلم از امام محمد باقر (ع) سوال کرد که مرتد چه حکم دارد؟ امام فرمود: هر کس از دين اسلام اعراض کند وبه آنچه به رسول اکر م نازل شده است کفر ورزد توبة او قابل قبول نيست وبايد کشته شود وزن او ازهمين لحظه برايش نا محرم مي گردد واموال او به فرزندان اش تعلق مي يابد.

عمار بن سابا طي روايت مي کند که امام صادق (ع) فرمود: هر مسلماني بين مسلمين، از اسلام بر گرد د ونبوت حضرت محمد(ص)را انکار واورا تکذيب کند، خونش هد راست وهر کسي که آن را بشنود، مي تواند او را بکشد وزن او از همان لحظه بر او نا محرم ميشود ومال اش بين وارثان اوتقسيم ميشود وبر اما م وحاکم جامعه ای لازم است که اورا بکشد. ...

روایاتی که در منابع دینی وروایی در مورد مجازات مر تد آمده است همان گونه که ملاحظه می شود دارای تعابیر متفاوت است. در یکی از روایت ها می فرماید: کشتن او واجب است ودر روایتی دیگری می فر ماید: خون اش هدر است. ودر تعبیر دیگر می گوید: بر امام لازم است تا مرتد را بکشد. یکی از نویسند گان در مورد وجه جمع روایات چنین می نویسد: جمع عرفی بین روایات که در برخی از آن ها مباح بودن خون مرتدآمده است ودر برخی دیگر وجوب قتل ودر دسته سوم وجوب قتل بر اما م، این است که بگویم مر تد برای امام مسلمانان یا حکومت اسلامی واجب القتل است. بیان این جمع چنین است که با عنایت به اینکه می دانیم وجوب قتل مرتد یک حکم واحدی است که از جانب شارع مقدس جعل شده است، بنا بر این با وجود علم به وحدت حکم، قید علی الامام که در دسته سوم آمده است قرینه می شود بر اینکه مراد از وجوب قتل در دسته دوم آمده است یا اباحه که در دسته اول تعارض ندارد ونتیجه همان وجوب می شود که با دسته سوم جمع شد.

دين مقدس اسلام در مورد مرتد فطري مرد، به قدري سخت گيري نموده است که حتي توبه آن نيز پذيرفته نمي شود.

به مرتد ملي اسلام عرضه مي گردد واگر به اسلام بر گشت واز کفر وارتداد توبة کرد رها مي گردد وتوبة آن پذيرفته مي شود واگر به کفر وارتداد اصرار ورزد محکوم به اعدام مي گردد درصورت درخواست مهلت مدت سه روز برايش مهلت داده مي شود تا قدرت انتخاب داشته باشد

به نظر مي رسد فرصت سهروزه اي که در روايات آمده است براي کسانيکه شبهه علمي داشته باشند ومرد د با شند وبخواهد بر اساس تحقيق اسلام را احتيار يا از آن اعراض نمايد کافي نباشد چون د ين اسلام،دين تفکر واستدلال است ومردم را باحکمت وموعظه حسنه ومجادله به قول احسن دعوت ميکند دین که بر اسا س تفکر وتعقل استوار باشد باید فرصت اند یشیدن را برای مردم بدهد تا رفع شبهه علمی واعتقادی صورت گیرد.

بنا بر اين چنين فرصت براي مرتد لازم به نظر مي رسد. يکي از نويسند گان مي نويسد: آن چه د فقه اسلامي مطرح شده است ، سه روز است ولي ما آنچه که از سائر ادله به دست آورد ه ا يم، اين است که اگر شخص مرتد ملي در باز داشت گاهي که به عنوان مجرم به سر مي برد، از قاضي شرع در مورد مطالعه وحقانيت اسلام ومردود بود ن مکتبي که اختيار کرده است، مهلت بخواهد تاذهن خودش را در باره اسلام وحقانيت آن ودر مورد مکتب باطل قانع کند، حاکم شرع موظف است مد ت معقولي را که درخور مطالعه اوباشد، در نظر گرفته وبه او مهلت بدهد. مثلا کسي که40 سال در مملکتي کمونيستي ودر مکتب الحاد زندگي کرده وجهان بيني مادي ومارکسيستي، ذ ره ذ ره وجود دارد او را آلوده کرده است، نمي توان گفت: که شما بايد تصميم خود را درباره توبه در اختيار اسلام در عرض سه روز معين کرده نتيجه توبه يا عدم توبه تان را اعلان کنيد. زيرا اين امر وتشخيص فقيه با لاتر از آن است که در عرض سه روز معين گرد د . پس از آنکه مدت معقو ل به سر آمد و هم توبه نکرد، بايد اورا به قتل رسانيد

يکي از نويسند گان مي نويسد: برحاکم شرع وفقيه حاکم لازم است که مر تد را به اسلام دعوت کند تا دست از ار تداد خود بر دارد اگر چنانچه در باره اسلام شبهه وشک داشته باشد وار تداد او براسا س شبهه وشک باشد، فرصت لازم را برايش بدهد تا درباره حقانيت اسلام تحقيق ومطالعه نمايد

مرحوم شهيد ثاني مي نويسد: اقوي اين است که براي مرتد فرصت دهد تا وقتي که اميد بازگشت به اسلام وتوبه در او وجود داشته باشد در صورت ياءس وناميدي از توبه محکو م به قتل مي گردد

ولی اگر شبهه علمی واعتقادی نداشه باشد به قصد تشویش اذهان عمومی واخلا ل در نظم عامه مسیر ارتداد را انتخاب کرده باشد برای این گونه افراد فرصت سه روزه کافی به نظر می رسد در صورت عدم بازگشت به اسلام به جرم بر اندازی نظام دینی محکوم خواهد شد.

مجازات مرتد در نگاه اهل سنت:

اين تفصيلي که در با ره مرتد بيان شد وگفته شد مرتد فطري فرصت توبه ندارد ومرتد ملي فرصت توبه دارد. از مختصات فقه اماميه است در فقه اماميه مرتد فطري توبه اش پزيرفته نيست ومرتد ملي توبه اش پزيرفته ميشود بر خلاف تفصيلي که نزد فقهائ اماميه مطرح است فقهاي اهل سنت تقريبا تفصيل خاصي را دراين مورد قايل نيستند قسمت اعظم فقهاي اهل سنت بر اين نظريه اند که مرتد به طور مطلق، ابتدا به توبه دعوت و اسلام براو عرضه مي شود واگر توبه کرد آزاد شده ود ر جامعه به زند گي عادي خودادامه مي دهد وقرار منع تعقيب در مورد، وي صاد ر ميشود واگر توبه نکرد به قتل ميرسد مذاهب سه گانه( حنبلي، شافعي ومالکي) فرق بين زن ومرد نيز نمي گذارند، د ر تمام احکامي که درباره مرتد ثابت است ومعتقد اند زن مرتده نيز مانند مرد د ر صورت عدم توبه محکوم به اعدام مي گرد د اما حنفي ها معتقد اند که زن مرتد نبايد کشته شود درحبس قرار گرفته وطلب توبه مي شود واگر توبه نکرد درحبس مي ماند تافوت کند چون پيامبر از قتل زن نهي کرده است حتي در کفر اصلي چه رسد به کفر

عارضي

برخی از نویسند گان معاصر مستندات شرعی احکام کیفری اسلام، در مورد مرتد را زیر سوءال قرار داده چنین می نویسد: مستند احکام یاد شده در مورد اعدام مر تد همگی خبر واحد است دلیل حجیت واعتبار خبر ثقه، بنایی عقلاء است وعقلاء در امور خطیر وبسیار مهم بر خلاف دیگر امور به خبر ثقه اکتفاء نمی کنند در پاسخ باید یا د آور شد که مبنای احکام مجازات اسلامی در باره مرتد فقط خبر ثقه نیست تا مورد خدشه واشکال قرار گیرد بلکه علاوه بر روایات صحیحه، فقهاء وبزرگان شیعه ادعا اجماع نموده اند وبرخی بر وجود اجماع محصل ومنقول در این زمینه تاءکید دارند حتی برخی از بزرگان شیعه که عمل به خبر واحد را جایز نمیدانند می گویند یا بایدخبر به حد تواتر برسد یا اصحاب آن را پذیرفته تلقی کرده باشند. ولی در عین حال مجازات مرتد را پزیرفته اند مانند ابن ادریس علاوه براتفاق نظر فقهای شیعه مذاهب چهار گانه اهل سنت نیز مجازات اعدام را برای مرتد پذیرفته اند ودر مستندات روای آن تردید روا نداشته اند.

بنا بر این می توان گفت: که یااجماع نزد فقهاء اعتبار مستقل داشته وبه عنوان مستند حکم شرعی پزیرفته شده است یا اینکه روایاتی که به عنوان مستند حکم شرعی ارتداد، به آن تمسک میشود همراه با قراین ونشانه های بوده است که موجب قطع ویقین به حکم شرعی میشود بهترین نشانه قطعی ویقینی بودن روایات ومستندات حکم شرعی ارتداد، این است که هیچ فقهیی اعم ازشیعه وسنی با اصل مجازات مرتد مخالفت نکرده اند حتی کسانیکه عمل به خبر واخد را درست نمی دانند.

با مطالعه وتحقيق دراحکام کفيري اسلام راجع به مر تد سوالي اصلي که، مطرح است واذهان را به خود مشغول ساخته است . این است. که احکام کفيري ومجازات خشن وشديدي را که اسلام براي مرتد در نظر گرفته چگونه با آزادي تفکر وعقيده وکرامت انساني ساز گار است؟ اسلام که مي گويد انسان کرامت دارد. د ر انتخاب تفکر وعقيده وآيين آزادي دارد. همين اسلام ميگويد مرتد محکوم به اعدام است اين دو حکم متضاد چگونه قابل جمع است؟ پیش از پر داختن به اصل پاسخ لازم است اصل کرامت توضیح داده شود وجایگاه کرامت در آموزهای دینی تبین گردد.

اصل کرامت انساني:

اصل کرامت انساني احترام وارج گذاري به حقوق بنيادين بشر، امروزه در تنظيم روابط جامعه انسا ني نقش تعين کنينده ومحوري دارد ونا ديده گرفتن اين حق خسارت هاي فراواني را در مناسبات جوامع انساني به بار خواهد آورد « اصل کرامت انسان واحترام به حقوق آن، از ويژگي هاي دوران جديد تحول جامعه جهاني است که پس از جنگ جهاني دوم آغاز شده اين اصل از اصول است که در تنظيم روابط عادلانه انساني وتامين امنيت وصلح بين المللي نقش تعين کنينده واساسي دارد، وناديده گرفتن آن مصايب فراواني برپيکر بشر وارد کرده است. ستم هاي که انسان در طول تا ريخ به همد يگر روا داشتند؛ جنگ هاي ويران گري که به علل تعلقات نژادي ، تعصبات قومي، جغرافيياي واحيانا مذهبي جهان را د ربرگرفت... بشر را بيدار ساخت وبه اين فکر ا اندا خت که براي جلو گيري از تکرار اين چنين مصايب عالم گير، چاره اي بيند يشد. به تدريج اند يشه کرامت انساني واحترام به حقوق بشر قطع نظر از تعلقات قومي، نژادي ومذهبي... در سطح جهان نضج گرفت

« براي شناخت کرامت انساني، نخست معناي کرامت را ، ولو اجمالا، مطرح کنيم با نظر به مجموع موارد استعمال اين لفظ، مي توانيم بگويم، معناي مشترک ميان همه موارد عبارت است از پا ک بودن از آلو دگيها وعزت، شرف وکمال مخصوص به آن که کرامت به او نسبت داده ميشود در د ين اسلام د ونوع کرامت براي انسانها ثابت شده است که عبارت اند:

الف) کرامت ذاتي وحيثيت طبيعي که همه انسان ها مادامي که با اختيار خود به جهت ارتکاب خيانت وجنايت بر خويشتن وبرديگران، آن کرامت را ازخود سلب نکنند از اين صفت شريف بر خور دارند.

ب) کرامت ارزشي که از به کار انداختن استعداد ها ونيروهاي مثبت در وجود آدمي تکا پو در مسير رشد وکمال وخيرا ت ناشي مي گردد اين کرامت اکتسابي واختياري است که ارزش نهای وعالي انساني مر بوط به همين کرامت است

اسلا م با شناختی عميق که از انسان دارد، براي او يک مرحله اي عالي کرامت( ارزشي- الاهي) نيز قايل است، و آن عبارت است از شرف وحيثيت عالي که انسان با سعي اختياري، د ر مسير تز کيه نفس، تحصيل معرفت وهستي يابي وتقرب به پر ور د يگا ر که شناخت واحترام به کرامت انساني يکي از مقد مات ضروري، آن است، به د ست مي آورد.

کرامت ارزشي ، از بکار اندا ختن نيروهاي مثبت بوجود آدمي وتلا ش، د رمسير کمال ناشي ميشود. اين کرامت، اکتسابي واختياري است. وارزش عالي ونهاي انسان، در گرو اين کرامت است. قرآن مي فر مايد:« ان اکرمکم عندا لله اتقکم گرامي ترين شما نزد خداوند، با تقواي ترين شما است « اين کرامت يک ارزش نظري است که بعد مي تواند جنبه عملي پيدا کند اما نبايد گمان کرد که اين ارزش نظري د ر اعتباريات جاي دارد. کريم بودن انسان واقعيتي است همانند کريم بود ن فرشتگان وقرآن همه اي اينها مظاهر کرامت خداوند اند البته آن ذات اقد س بالذات کريم است. بدين ترتيب، کرامت انسان نشان دهنده اي آن است که وي حقيقتا از لحاظ وجودي داراي امتياز وبرجستگي است به ديگربيان، کرامت انسان حاکي ازآن است که وي داراي کيفيتي برتری عالي است. وگوهر برين موجودات جهان به شمار مي رود

قرآن مجيد وکرامت ذاتي انسان:

قرآن کريم که متقن ترين ومعتبر ترين، منبع شناخت د ين اسلام است. از اين د و نوع کرامت انساني يا د نموده است وآن را براي انسان به رسميت شناخته است « هيچ مکتبي به اندازه اسلام براي انسان ارزش واهميت قايل نشده است قرآن انسان را جانشين خدا در روي زمين ميداند(بقره/30) ووي را موجودي مي داند که فرشتگان بر اوسجده کرده اند(بقره/34) همه اسمانها وزمين سر ي تمکين دربرابر او فرود آورده اند(ابراهيم/32) اين نگرش حتي به توصيف صورت وسيرت انسان هم مي رسد که به تمجيد وتعريف از اوياد مي کند وميفر ما يد«صورکم فاحسن صورکم»غافر/64) لقد خلقنا الا نسان في احسن التقويم»(/ تين

امام خمینی در باره ای جایگاه انسان وماهیت انسان چنین می نویسد: انسان مظهریت اسم اعظم الهی را داشته واسم اعظم جامع همه اسماء الهی می باشد وتمام اسماء الهیة در اوفعلیت داشته ؛ لذا آدم توانسته است خودش را بر ملایکة عرضه بدارد تا بدانند کمالات آدم از آنان بیشتر است هر چه دارند او تنها دارد آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری. در جای دیگر می فر ماید: انسان عصاره همه موجودات است وفشرده ای تمام عالم است وانبیاء آمده اند برای اینکه این عصاره با القوه را بالفعل کنند وانسان یک موجود الهی بشود واین موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست وجلوه گاه نور مقدس حق تعالی است.

« مفهوم اين تعبيرات ارزش بخش، به انسان ورعايت حقوق واهتمام به کرامت اودر جامعه است. وقتي انسان در پيشگاه خدا چنين موجودي است،که فرشتگان بر مقام او کرنش مي کند وتعليم اسماء مي يابند( بقره/31) هيچ کس نمي تواند به دليل شرايط عارضي مانند رنگ پوست، تفاوت نژاد، سکونت در مناطق مختلف جغرافيياي يا به خاطر جنس زن ومرد حقوق اورا پاي مال کند يا عملي انجام دهد که موجب کوچک شمردن اوگردد در تما م آيات انسان خليفه خدا وکرامت يافته است در اين دسته آيات قرآن نمي خواهد عده اي از انسان ها را تکريم کند . وبه گروه وجماعتي ارزشی خاص بخشد. آري اگر برخي انسان ها د ر مسير شر، فساد وعناد قرار گرفتن مستثني هستند»

و لي درعين زمان، انسان را مکلف به رعايت اين حق نموده است خداوند مي فرمايد: وبيقين فرزندان آدم را گرامي داشتيم؛ وآنان را در خشکي ود ر يا(برمرکبها) سوار کرديم؛ و آنان را از پاکيزها روزي داديم؛ وايشان را بربسياري از کساني که آفريد يم، کاملا برتري داديم. طبق اين آيه شريفه همه انسان ها از کر امت ذاتي برخور دارند واين کرامت وحيثيت ذاتي را که خداوند بري انسان هد يه نموده است همه انسانها در برابر حفظ کرامت وحيثيت انساني خود وديگران مکلف اند، به عبار ت ديگر اين نوع کرامت با اينکه حق انساني محسوب ميشود اين گونه حقوق از سنخ حکم است که علاوه برحق، تکليف نيز محسوب مي شود قابل واگذاري ونقل ، انتقال واسقاط نمي باشد وکسي نمتواند بگويد من اين حق را اسقاط مي کنم ويا به ديگري انتقال مي دهم. ومنشاءو منبع اين حق را خداوند متعال در آيه ديگر توضيح مي دهد وآن عبارت است از ارتباط وثيق ومحکم روح خداوندي با انسان که از آن

به روح الاهي تعبير مي شود« فاذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعو ا له ساجدين» يادکن) هنگامي که او را مرتب نمودم وازروح خود د ر او د ميد م، پس براي او سجده کنان در افتيد

« از ايه شريفه استفاده ميشود که با اين تکريم بسيار با عظمت، اورا شايسته سجده فرشتگان فرمود... وهمچنين منشاء اين کرامت عبارت است از صفات ونيروها واستعداد هاي بسيار با اهميت که با بکار انداختن آنها وتکاپوي مخلصانه در مسير حيات معقول به اتصاف به کرامت عالي ارزشي نائل مي گرد د از اين آيه شريفه استفاده مي شود که افراد انساني، علاوه برحق حيات وتکليف ديگران به رعايت آن حق، داراي حق کرامت ذاتي هستند که مادا ميکه خود انسان آن کرامت وحيثيت را به جهت جنا يت وخيانت بر خويش، يا ديگران از خود سلب نکند ديگران مکلف به مراعات اين حق هستند همان گونه که مکلف به رعايت حقي ديگران اند»

ملا ک کرامت انسان در نگاه امام خمینی:

امام خمینی در مورد جایگاه انسان ومعیار کرامت انسا ن این چنین می فرماید: پس معلوم می شود که انسا ن یک مو جو دی شر یف وورای جسم وجسمانی است؛ چنانکه از غایت تشریفات این است که فر مود:» فاذاسویته نفخت فیه من روحی...«حجر/29) البته از تشریف است که تسویه رابه خودش نسبت داده است مثلا اگر یک شریفی بیاید البته از شرافت اوست که صاحب منزل مبا شرت به کار های او بکند واز اهمیت وشرافت فعل است که خود خواجه مباشر آن باشد. وباز از تشریف است که روح اورا به خودش نسبت می دهد ومی فرماید: نفخت فیه من روحی:« وراضی نمی شود که نفخش رابه دیگری ، ازقبیل ملائکة الله نسبت بدهد زیراروح مظهر الوهیت بوده واز صنع ربوبی ونشانه ای اوست واگر این جنبه را انسان در خودش ببیند طبیعت اش را فراموش می کند... پس آنچه که در آدم بوده که به آن جهت منسوب به خدا شده است؛ همان تشریف انسان است که خداوند متعال فرمود: ونفخت فیه... ملایکة الله بر انسان سجده کردند از آن جهت که منسوب به خدا است. وجلوه اظهر اوست ولی شیطان آن جهت را نمی دید بلکه جهت طینی آدم را ملاحظه می کرد.

شهيد مطهري در موردجايگاه انسان چنين مي نويسد: انسان تنها يک حيوان مستقيم القامه، ناخني پهن دارد وبا دوپا راه مي رود نيست. قرآن انسان رامورد عالي ترين مد ح ها ومستحق بزرگ ترين مذ مت ها دانسته است ازسوي اورا از اسمان زمين وفرشتگان برتر واز طرف ديگر ازچهار پايان نيز پست تر شمرده است مي توان ستايش هاي قران از انسان را در موارد ذيل بر شمرد:

1 انسان خليفه خدا در زمين است.

2 ظرفيت علمي انسان بزرگ ترين ظرفيت هاي است که يک مخلوق مي تواند داشته باشد...

3 او ازيک کرامت وشرافت ذاتي برخور دار است خدا اورا بربسياري ازمخلوقات خويش برتري داده است ا و آن گاه خويشتن واقعي خود را د ر ک واحساس مي کند که اين کرامت وشرافت را د ر خود د رک کند وخود رابرتر ازپستي ها د ناءت ها، اسارت ها وشهوتراني ها بشمارد

رابطه کرامت ومجازات مرتد:

«ا ما اين کرامت، يک کرامت مطلق است ؟ آيا به اين عنوان که انسان داراي چنين کرامت وبرتري نسبت به ساير موجودات است، نبايد مجازاتي نسبت به او صورت پذيرد؟ آيا چنا نچه انسان از مسير هدايت وتکامل خارج گردد ومرتکب هزاران جنايت گردد، نبايد رفتار خشونت آميز نسبت به او صورت پذيرد؟!

به نظرما هيچگاه چنين ملازمه اي وجود ندارد. خداي متعال بر انسان منت گذاشت وتوان استفاده از نعمت هاي فراوان را بد و بخشيد . چنين امري شکر وسپاس انسان را مي طلبد ظاهر اين آيه شريفه اين است که در مقام بيان برتري قوا واستعداد هاي وجودي انسان نسبت به ساير موجودات است نه اينکه بخواهد حقي را براي انسان اثبات نمايد؛ بلکه حتي به عکس، درصد د بيان اين نکته است که ما نعمت هاي بي شماري را دراختيار انسان قرار داديم وبشر در مقابل مي بايد وظيفه بندگي خويش راانجام دهد. برفرض هم که از اين کرامتي که به انسا ن بخشيده است بتوان يک« حق قانوني» براي انسان استنباط نمود، ولي به هيچ وجه ، به اين معنا نيست با ار تکاب هر جنايتي، همچنان حرمت اش محفوظ باشد. گاهي انسان با رفتار اختياري خويش از هر حيواني پست تر مي گردد؛ در مقام سوء استفاده از آيات اسماني بر مي آيند

قرآن کريم با اينکه براي انسان حرمت وکرامت ذاتي قايل است. ولي انسان هاي بد وپست را د ر حد حيوان تنزل داده وگاه به سک تشبيه نموده است ود ر مورد گروهي از انسانها مي فرمايد: واز هوس خويش پيروي کرد؛ مثال او همچون مثال سگ است، اگر بر اوحمله کني زبان از کام بر آورد يا اگر ا و را واگذاري زبان از کام بر آور وگاهي مي فر مايد : همانند چهار پايانند اند، بلکه گمراه ترند، تنها آنان غافلان ا ند

ملا حظه مي شود از لحاظ حرمت وشرافت چه تفاوتي بين حيوان چهار پاي د رنده ومهاجم وحيوان د وپاي ناطق وشرور ومتجاوز به انسانهاست.؟ کرامت وحرمت ذاتي انسان وقتي است که خوي انسانيت وشرافت انساني وجود داشته باشد اگر کسي اين خاصيت را از خود سلب کرد ارحيث حرمت وشرافت چه فرقي با حيوان دارد؟ همان گونه که مي توان حيوان شرور را بازد ن مي توان مهار کرد در مورد انسان مهاجم نيزاعمال اين شيوه لطمه اي به کرامت انساني نمي زند انسان هاي که در گستره زمين زند گي مي نمايند درصورتي کرامت وشرافت انساني خود را از دست بدهند وآن روح الاهي که در فطرت وخلقت انسان نها د ينه شده است آن را بازيچه هوا وهوس قرار دهند ود ر لذات حيواني غوطه ور شود. نه تنها کرامت وشرافت ذاتي انساني را ازدست مي دهند بلکه حتي از زند گي حيواني نيز پست تر وبي ارزش تر است چون عقلا نيت تحت تاثير شهوانيت وهواي نفس قرار مي گيرد وقدرت تعقل وتفکر را از دست مي دهد وعقل اسیر شهوت می گردد وقتي انسان از مسير الاهي خارج شد ودر مسير شيطاني وشهواني قرار گرفت فاقد کرامت وحيثيت ذاتي خواهد شد.

.ولي انسان به جهت دارا بودن استعداد هاي متفاوت وگوناگون مي تواند کرامت وشرافت جامعه انساني را به خطر مواجه سازد وبراي تحصيل مطامع خود از هيچ جنايت وتجاوز گيري چشم فرو نخوا هد بست واز هيچ گونه اقدام جنايت بار دريغ نمي ورزد

خداوند که مي فرمايد براي انسان کرامت وعزت اعطا نمودم ونيز مي فرمايد: مثال برخي از مردم مثال سگ است ويا تشبيه به چار پايان مي کند وبلکه گمراه تر از آن ميداند ومي فرمايد انسان ها در بهترين حا ل آفريده شده است که آفرنيش انسان را بر خود تبريک مي گويد اما همين انسان با سوء استفاده از فرصت ها وموقعيت ها خود را به پست ترين حالت تنزل مدهند ونعمت هاي الاهي را کفران مي نمايد خود وپيروان خود را بسوي جهنم مي کشاند

وجه جمع کرامت و مجازات :

« حال اين پرسش مطرح است که اين دو آيه چگونه قابل جمع است؟ پاسخ اين است که کرامتي که به انسان بخشيده شده است، کرامتي نيست که براي همه انسان ها افتخار بي آفريند. شرافتي که موجب افتخار مي شود، در گرو اعمال ورفتاري اختياري انسان است واين که چگونه ازنعمت هاي خداوند در جهت کمال انساني سود جويد.عده اي از کرامت خويش دور مي گردند وهمانند ماري پوست مي اندازند اينان نير ازپوسته کرامت خويش دور مي افتد. اين عده از بندگي خدا خارج مي گردند وبنده شيطان مي شوند. انسا ن های که با سوء استفاده از فرصت ها وموقعیت ها از کرامت انسانی خود دور می شوند ونعمت های الاهی را کفران می کنند مستحق مجازات وکیفر اند. چون دنیا دار، اختیار وانتخاب است اگر کسی دارای کرامت ارزشی واکتسابی می شوند باید با عمل صالح خود مستحق این مقام شود واگر کسی مستحق کیفر می گردد نیز باید با سوء اختیار خود این مسیر را طی کرده باشد خداوند انسان را در مسیر دو راهی قرار داده (انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا)/انسان/2 است که یکی را بر اساس سنجش خود گزنیش نماید.

اعدام مرتد وکرامت :

يکي از شبهات که در باره نظام کيفري اسلام مطرح است مساله مجازات اعدام بطور کلي واعدام مرتد بطور خاص است که اين گونه مجازات ها را بر برخلاف کرامت وشرافت ذاتي انساني مي دانند ومعتقد اند که اين گونه مجازاتها موجب تو هين وتحقير انسان خواهد بود در پاسخ بايد گفت: هر انسان داراي کرامت ذاتي است واز کرامت ذاتي برخور داراست ولي اين انسان، مسوءل ومکلف به حفظ کرامت خويش نيز مي باشد ونبايد به حقوق افراد وجامعه تجاوز نمايد اگر چنانچه انسان به حقوق افراد وجامعه تجاوز نمايد دوگونه مجازات در پي خواهد داشت يکي تجاوز به حقوق جامعه وافراد وديگري از ميان برد ن کرامت انساني خود بر همين اسا س يکي ازحقوق دانان مي نويسد: مجازات تازيانه در مورد کسي که خود حرمت انساني خويش را رعايت نکرده است موجب کسر شرافت وحيثيت اونمي گرد د ديگري مي نويسد: بقاي کرامت در گرو انجام وظايف واعمال نيک است؛ اين که بندگي خدا نمايد وفردي خدمت گذار، دلسوز ومهربان براي مردم باشد. انساني که از دايره بندگي خارج گر د د وحقا يق را انکار نمايد، يا بد ترين جنايت ها را مرتکب شود، پست تر از حيوان خواهد بود وديگر داراي کرامت واحترام نيست اصرار بر کرامت واحترام چنين انسان بسيار سست وغير قابل قبول است طوريکه از بعضي تواريخ بر مي آيد از عالم بزرگ اسلام،( علم الهدي مرحوم سيد مرتضي) در حدود يک هزار سال قبل سوءل کنينده سوءال کرد موضو ع سوءال خويش راطي شعري به شرح زير مطرح کرد:

يعني د ستي که د يه آن پا نصد د ينار است چرا به خاطر يک ربع دينار بريده شود؟ سيد مرتضي درجواب گفت:«عز الامانة اغلا ها،وارخصها ذ ل الخيانة فافهم حکمة الباري» يعني عزت امانت آن دست را گرانقيمت کرده بود وذ لت خيانت بهايي آن را پايين آورد، فلسفه حکم خدا رابدان

فلسفه جرم انگاری ارتداد:

فسلسفه مجازات وجرم انگاري برخي اعما ل ، در اسلام به انگيزه حمايت وپشتباني از گوهر گرانبهاي انسانيت وحفظ کرامت وشخصيت انساني، وترو يج فضايل ودور نگهد اشتن جا معه از رزايل است . ونيز حفظ نظم عمومي واخلاق حسنه چون؛, مبناي قانون گذاري در اسلام اراده تشريعي خداوند است که در قالب کتاب، سنت واجماع وعقل تبلور مي يابد قانون گذار، د ر وضع قانون مصالح فرد وجامعه را در نظر مي گيرد وجامع نگر است - مانند مکاتيب عرفي که مبتني بر ار اده انساني است- هيچکدام ،از فرد وجامعه را در مسلخ قرباني،ديگري نمي فرستد برهمين اساس

امير المومنين(ع) مي فر مايد: غزت خود را حفظ کن واز پستي هر چند تو را به آرزوهايت برساند بپر هيز، زيرا د رعوض آنچه آ برو مي دهي چيزي به دست نمي آوري.

انسا ن بايد کرامت وعزت نفس خودرا حفظ کند ولو هواي نفساني وشهواني خواستار امري ديگري باشد که منافات با کرامت وعزت انساني او دارد. علاوه براين که ارتداد منافات با کرامت انساني دارد وتوهين وبازي به مقد سات ديني نيز محسوب مي شود.

اگر توهين به مقد سات در برخي جوامع مسيحي موجب جريحه دار شدن احسا سات عمومي وآسيب رسيد ن به بافت جامعه آنان مي گردد، چگونه در جوامع اسلامي توهين به مقدسات از نظرفلسفه جرم انگاري قابل توجيه نباشد در حالي که دراين کشورها هم منابع ديني( قرآن، سنت) به مراتب از اعتباري بيشتري نزد مسلمانان بر خور دار است وهم مقررات ديني بر حقوق اين کشور ها تاءثير وحاکميت بيشتري دارد وهمه رهبران ديني در راءس آنان پيامبر گرامي اسلام از محبوبيت وقداست يشتري برخوردار است؛- گرچه مسلمانان بر مبناي تعاليم دين اسلام، احترام به ساير پيامبران الهي رانيز برخود واجب دانسته وبراي آنان نيز قداست ويژه اي قايل اند-

ارتداد ونظم عمومی :

بنابر اين مي توان ادعا نمود که فلسفه جرم انگاري توهين به مقدسات مانند ارتداد به دليل برخورد آن با نظم واخلاق عمومي، کاملا باقوانين بين الملل مر بوط به حقوق بشر ساز گار است... بند 3 ماده19 ميثاق بين المللي حقوق مدني-سياسي آزادي بيان را به خاطرحفظ اخلاق عمومي محدود مي کند از اين رو دولت ها مي توانند در حدود مقررات قانوني در جهت حفظ اخلاق عمومي درآزادي بيان مداخله نموده ودر حد لازم آن رامحدود کند

نظم واخلاق عمومي رايکي ازحقوق دانان اين چنين تعريف مي کند: نظم عمومي مد لول مقرراتي است که در آن ذات، حيثيت ومنافع مادي ومعنوي جامعه بايد مورد حمايت جدي قرار گيرد در صورت برهم زدن نظم عمومي وجدان جامعه جريحه دار مي شود بنا بر اين براي حفظ آن هر گونه اقدام الزام کنينده يا باز دارنده بجا وشايسته خواهد بود.

بنا بر اين فلسفه جرم انگاري توهين به مقد سات در حقوق اسلام همانا بر خورد با نظم واخلاق عمومي است زيرا؛ دريک جامعه ديني بويژه جامعه مبتني بر حکومت ديني با توجه تعلق خاطر شد يد افکار عمومي پيروان اديان الاهي به مقد سات ورهبران ديني که علاوه بر دارا، بود ن شخصيت حقوقي خاص از شخصيت حقيقي ويژه اي نيز برخور دار ند چگونه ممکن است اهانت به مقد سات شمرده نشود؟ درحاليکه حتي در جامعه مبتني بر حکومت د موکراتيک اهانت به اصول جامعه که موجب برهم زد ند نظم يا اخلاق عمومي گرد د از نظرقانوني روانيست يالا اقل درعمل قابل تحمل نخواه د بود

یکی از حقوقدانان عرب می نویسد: در همه نظام های سیاسی، اقدام برای بر اندازی جرم است وچون در نظام سیاسی اسلام ، عقیده دینی پایه واساس آن را تشکیل می دهد از این رو ار تداد اقدام برای بر اندازی تلقی میشود در حقیقت، همه نظام های حقوقی(ازجمله اسلام) اتفاق نظر دارند که بر اندازی اقدامی مجرمانه وقابل تعقیب ومجازات است وآن چه بین اسلام وقوانین امروزی تفاوت می کند تحلیل شان از موضوع ارتداد است. که از نظر فقه اسلامی ارتداد موضوع جرم بر اندازی محسوب میشود؛ زیر امکتب ریر بنای نظام اسلامی وبرای پاسداری از کیان نظام به ناچار باید جلو ارتداد را گرفت

ولی در نظام سیاسی غیر دینی وسکولار چون دین نقش زیر بنای در روابط اجتماعی وساختار سیاسی ندارد لذا تغییر عقیده جرم بر اندازی وسیاسی محسوب نمی شود.

مبنای حقوقی اعدام:

يکي از مهم ترين شبهاتي که از قرن نوزدهم به بعد به مجازات قتل واعدام ايراد شده، اين است که ماهيت مجازات اعدام غير منطقي است؛ زيرا حيات افراد متعلق به جامعه نيست تاجامعه حق سلب آن را داشته باشد ، بلکه بر عکس جامعه موءظف به حفظ وحمايت افراد است. ايراد کنيند گان اين شبهه که به نظريه قرار دا د اجتماعي روسو گرايش دارند معتقد اند که شهروندان يک جامعه با اختيار واراده ، اداره امور عمومي واجرايي مجازات ها را به هئيت حاکم واگذار مي کنند ولي کسي اختيار تصميم گيري در باره مر گ خود را به حاکميت وديگر انسان ها نسپرده است... از اين رو اعدام حق جامعه نيست

بله اعدام حق جا معه نيست ا فرا د جا معه انساني بر هم د يگر ولايت وحاکميت ندارند ؛قرار اجتماعي نيز نمي تواند مبناي قانون گزاري وحق حاکميت وتوجيه مشروعيت باشد اينکه کفته مي شود شهر وندان حق حاکميت وقانون گزاري را برا سا س قرار اجتماعي به هئيت حاکمه وا گذار نموده است اين نظريه داراي اشکالاتی است. نمي تواند مبناي قانون گذاري در اسلام را که مبتني بر اراده تشريعي خداوند است .زير سوءال قرار دهد ؛ زيرا خود اين نظريه مواجه با اشکال است يکي از نويسند گان در باره قرار داد اجتماعي چنين مي نويسد: يکي از اشکالات اين نظريه اين است که خلاف واقع است، آيا واقعا مردم قرار دادي به معناي واقعي کلمه، حتي به صورت ضمني دارند؟ قرار داد يک امر انشايي است مگر مي شود کسي در خانه اش بنشيند وبگويد من قرار بستم! ادعاي اينکه قرار اجتماعي به معنايي حقيقي کلمه موجود شده، واقعيت ندارد...

اشکال دوم اين نظريه اين است که اگر ما توجيه مشروعيت حکومت ها را که همان حق حکمراندن يا لزوم اتباع شهروندان باشد، بپذيريم با اين مشکل مواجه ميشويم که در صد نه چندان کمي از جامعه معمولا در اين قرار داد شرکت نمي کنند مثلا دررئ گيري شر کت نمي کنند پس بايد بگويم آنها الزام سياسي ندارند

قرار دادي اجتماعی از اسا س با ا شکالا ت متعد د حتي در مغرب زمين از زمان سقراط تاکنون مواجه بوده است ونمي تواند نظام کيفري اسلام را- که مبتني بر ربوبيت توحيدي واراده تشريعي خداوند است - زير سوءال قرار دهد خداوندي که براي مرتد حکم اعدا م را تشريع نموده است قتل يک فرد رابدون موجب به منزله قتل تمام جامعه انساني مي داند وبراي انسان حرمت وکرامت قا يل است (مايده/32 انه من قتل نفسا بغير نفس او فسا د في الا رض فکا نما قتل النا س جميعا) اما م خميني در مورد نظام کيفري اسلام واجرايي حدود اسلامي چنين مي فرمايد: اينکه گفته مي شود اجرايي حدود موجب انزجار عمومي است .حرف نادرست وظالمانه است.بله ممکن است موجب انزجار مفسدين ومجرمين شود اما واقعيت اين است که مجازات وکيفر جنايت کاران موجب خوشحالي ومايه اميدواري موءمنان است

اجرايي حدود مايه رحمت است:

امام خميني ميفر مايد: پيامبر اکرم نبي الرحمة بود واين هاي که دنبال غرب هستند خيال مي کنند احکام اسلام خشونت دارد اينها اصلا نمي دانند که اين احکام براي چست؟ مثل اين است که طبيب کارد،

برداشته وشکمي را پاره مي کند تا غده سرطان را بيرون کند وکسي بگويد: اين طبيب خشونت مي کند آيا اين رحمت است يا خشونت؟ آن طبيبي که دست را مي برد براي اين است که اين دست بدن انسان را فاسد مي کند اين جامعه مثل يک انسان است وگاهي براي اصلاح يک جامعه کسي را تائيب مي کنند آنهم تاديبي که گاهي منتهي به کشتن ا و ميشود يک نفر که مملکت يا گروهي را فاسد مي کند وقابل اصلاح نيست بايد اورا براي تاديب وحفظ جامعه نابود کرد... اعد ام اش کنند... اعدام هاي اسلام اعدام رحمت است.

مجازات مر تد وآزادی عقیده:

« به نص قرآن کریم اکراه در دین منفی ومنهی است، بنا بر این حکم اعدام مرتد معارض است با آیه شریفه( لااکراه فی الدین) وماده 19 اعلامیه حقوق بشر در این باره مقرر میدارد:هرکس حق آزادی عقیده وبیان دارد وحق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم واضطرابی نداشته باشد.

در پاسخ باید گفت: آزادی عقیده حق طبیعی هر فرد از افراد بشر است، هر انسانی می تواند با آزادی کامل، هر عقیده ومرامی را انتخاب کند اسلام نیز ابتدا در گزنیش وانتخاب عقیده افراد را آزاد گذاشته تا با مطالعه وتحقیق دین وآیین را انتخاب کند وهرگز عقیده ای را برکسی به مصداق لا اکراه فی الدین تحمیل نمی کند وتقلید در اصول دین ر انیز نمی پزیرد ومردم را بر تفکر وعقلانیت در امور دینی دعوت می کند

اما اینکه هر فرد آزاد است دارای هر عقیده ای باشد یک بحث حقوقی است ودر قلمرو الزاما ت حقوقی قرار می گیرد جای تاءمل دارد؟

یکی از بزرگان می نویسد: اصولا طرح این بحث که آیا انسان از نظر حقوقی آزاد است هر عقیده ای داشته باشد، نادرست ومغالطه است چون دامنه حقوق وقوانین حقوقی، رفتار ها وروابط اجتماعی است، در حالی که عقیده امری قلبی ، درونی وشخصی است بنا برا ین قوانین حقوقی اسلام نفیا واثباتا قانونی در مورد عقیده وجود ندارد (لا اکراه فی الدین) در دین هیچ اجباری نیست. این آیه شریفه ناظر به همین مطلب است که دین چون امر قلبی ونفسانی است اصولا اجبار واکراه بر دارنیست مرحوم علامه طباطبایی نیز در تفسیر ایه شریفه فوق چنین اظهار می فر ماید: این قضیه اخباریه... نمی خواهد بگوید فقط در دین اکراه نیست یعنی کسی رامجبور به عقیده اسلامی نکنید بلکه می خواهد بگوید هیچ عقیده ای را چه دینی وچه غیر دینی ممکن نیست به کسی تحمیل کرد یا به اجبار عقیده ای

را ایجاد کرد . این آیه شریفه در مقام جعل وانشاء الزامات حقوقی نیست .بلکه جنبه اخبار وحکایت دارد ونمی توان نظام کیفری اسلام، راجع به مرتد رابا این آیات زیر سوال برد ومورد انکار قرارداد.

استنتاج مطالب پیش گفته:

سوال اصلی پژوهش حاضر این بود که رابطه کرامت وارتداد در نظام کیفری اسلام چگونه است؟. از طرفی خداوند برای انسان کرامت قایل است وانسان را اشرف موجو دات می داند وتما م نظام خلقت رابرای آسایش وآرام انسان آفریده است عزت وکرامت را مخصوص انسان می داند واز سوی دیگر برای کسانی که ازدین خارج می شود سخت ترین مجازات هارا در نظر گرفته است که این دونگرش در باره انسان در یک نگرش سطحی تناقض نما به نظر می رسد. در فرضیه تحقیق به این پرسش پاسخ داده شد که انسان دارای دونوع کرامت ذاتی واکتسابی است ومعیار سنجش وارزش انسان در کرامت اکتسابی آنان است. وخداوند انسان را موجود آگاه وانتخاب گر آفریده است ودر انتخاب مسیر، کاملا آزاد گذاشته است که بر اساس بنیش وسنجیش خود مسیری را انتخاب وگزنیش نماید وبر اساس گزنیش او داوری خواهد شد اگرمسیر کمال وترقی وکسب فضایل انسانی را در پیش گرفت وبر اساس کرامت ذاتی خود درجهت کسب کرامت اکتسابی تلاش ورزید این انسان کرامت دارد ومورد شایسته ترین مدح ها در متون دینی قرار گرفته است

ولی اگر ازمسیر هدایت خارج گر دید ومسیر شهوت وشطیان را در پیش گرفت از پوسته کرامت خارج شده وسیر نزولی را در پیش می گیرد تا به اسفل السافلین سقوط نماید واین گونه انسان ها که کرامت اکتسابی را با سوء اختیار از دست داده ا ست دیگر کرامتی ندارند تا مانع مجازات وکیفر گردد بلکه این گونه افراد از کرامت انسانی خود فاصله گرفت اند.

ومجازات مر تد به دلیل بازی با مقدسات وارز شها وهنجاری دینی واجتماعی، مطابق با موازین دینی وموازین حقوق عرفی وموضوعه خواهد بود قرار داد اجتماعی ومانند آن نمی تواند نظام حقوقی اسلام را خدشه دار نماید چون قرار داد اجتماعی خود از نظر مبنا وروش مواجه با اشکال است نمی تواند نظام حقوقی اسلام را که مبتنی بر اراده تشریعی خداوند است به چالش بکشاند علاوه براین در نظام های که مبتنی بر قرار داد اجتماعی است جرم بر اند ازی، دارای مجازات است وارتداد در نظام سیاسی اسلام که مبتنی بر اراده تشریعی خداوند است مشمول عنوان جرم بر اندازی محسوب می شود چون اسا س یک نظام سیاسی در اسلام دین وارزشهای دینی است وقتی کسی بخواهد زیر ساخت های نظام حاکم را مورد هجوم قرار دهد در هر نظام حقوقی که باشد مجازات می گردد.



فهرست مطالب

رابطه کرامت وارتداد در انديشه اما م خميني 1

د ر آمد: 1

مفاهيم وواژه شناسي: 1

ارتداد د ر ا صطلاح فقه: 1

موجبات ا ر تداد: 2

اقسام مرتد: 3

مجازات ارتداد در نظام کيفري اسلام: 3

اصل کرامت انساني: 6

قرآن مجيد وکرامت ذاتي انسان: 8

رابطه کرامت ومجازات مرتد: 10

اجرايي حدود مايه رحمت است: 15

فهرست منابع:

1 قرآن کریم ترجمه دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی وهمکاران موسسه تحقیقاتی فرهنگی دارالذکر،قم بی تا

2 نهج البلاغه تر جمه مصطفی زمانی، انتشارات فاطمة الزهرا،قم،1380

3 ایازی، سید محمد علی، مبانی حقوق بشر دراسلام، مجتمع فر هنگی آیت الله طالقانی، تهران،1381

4 ابن ادریس، السرایر، جامعه مدرسین،قم 14103

ابن قدامة، احمد بن عبد الله المغنی ، هجر للطباعة والنشر ،1410

5جعفری، محمد تقی ، نحقیق در دو نظام حقوقی( اسلام وغرب) دفتر خد ماتی بین المللی جمهوری اسلامی ایران، تهران،1370

6 جوادی آملی، عبد الله، فلسفه حقوق بشر در اسلام، مرکز نشر اسرا، قم1375

8 الجزیری، عبد الرحمن، الفقه علی المذاهب الاربعه، دالفکر ،بیرت ،بی تا

9 خمینی، روح الله، تحریر الوسیله، موسسه تنظیم ونشرآثار امام خمینی، تهران

10 خمینی، روح الله، تقریرات درس فلسفه(ایت الله عبد الغنی اردبیلی)موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی تهران، 1381

11 خمینی، روح الله، صحیفه امام ، موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، تهران،1378

12راغب ، اصفهانی، مفر دات الفاظ قرآن، دارالمعرفة ، بیروت،1418

13 الزحیلی، وهبة، الفقه وادلته، دار الفکر، دمشق،1997

14سلیمی، عبد الحکیم، نقش اسلام در توسعه حقوق بین الملل، موسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی،قم،1382

15 شهید اول، الدورس الشرعیه فی الفقه الامامیه، انتشارات جامعه مدرسین،قم،1414ق.

16 شهید ثانی، الروضة البهیه فی الشرح اللمعة الدمشقیه، مکتب الا علامی الاسلامی، تهران، بی تا

17صرامی، سیف الله، احکام مرتد از دید گاه اسلام وحقوق بشر، مر کز مطالعا ت استر تژیک ریاست جمهوری، تهران،1379

18 طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، انتشارات موسسه مطبوعاتی اسماعلیان،قم،1323ج2

19 طوسی، ابو جعفر، الخلاف، موسسه نشر اسلامی ،قم1407

20 عباس زاده اهری، حسن، جرمها ومجازات ها در اسلام، آیدین، تبریز،11378

عاملی، حر محمد بن الحسن، وسایل الشیعه الی التفصیل الشریعة، موسسه ال البیت،قم،1414ق.

21عودة، عبدالقادر، التشریع الجنایی فی الاسلام،

22اللجنة التحریریه، موسوعة فقه اسلامی المقارن، مجلس الاعلا للشوءن اسلامی ، قاهره بی تا

23 فیو می، احمد، مصباح المنیر، دار الهجرة،قم1414ق.

24 کد یور، محسن، آزادی عقیده ومذهب در اسلام و اسناد حقوق بشر، موسسه انتشارات دانشگاه مفید،قم1380

25 لویس، معلوف، المنجد اللغة العر بیة؟

26 لاریجانی، صادق، فصل نامه حکومت اسلامی ،ش41 سال11 پایز 1385 ص216

27 مصباح یزدی، محمدتقی، نظریه حقوقی اسلام، مو سسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی،قم 1382

28 مهر پور ، حسین، حقوق بشر در اسناد بین المللی ومواضع جمهوری اسلامی ایران، انتشارات اطلاعات، تهران،1374

29 موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم، فقه الحدود والتعزیرات، دار العلم مفید،قم

30 مکارم شیرازی، ناصر وهمکاران، تفسیر نمونه دار الکتب الاسلامی ، تهران،136

30 محقق حلی، نجم الدین، شرایع الاسلام فی احکام الحلال والحرام،

31 مطهری، مرتضی، انسان در قرآن ( مقد مه ای بر جهان بینی) انتشارات صدرا،قم بی تا

32 میر موسوی، سید علی، حقیقت،سید صادق، مبانی حقوق بشر در اسلام ومکاتیب دیگر، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، تهران،1381

33 گلدوزیان، ایرج، بایسته های حقوق جزایی عمومی، نشر میزان، تهران 1383

34 هاشمی، سید محمد، حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران، مجتمع عالی آموزشی قم، 1370

35 هاشمی، سید حسن، آزادی وارتداد، پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی، تهران،